(مدیر مسؤول پنجره)
محمد احسانی عزیز، عضو علیالبدل سابق کمیتهی ناظر بر نشریات، در سرمقالهی قلم انجمن 13 توضیحات مبسوطی همراه با توصیهنامه برای اعضای جدید نوشته و در کنار آن روضهی سوزناکی هم برای حال زار نشریات مستقل خوانده است. او برای ثبت در تاریخ و احتمالاً درج در زندگینامهاش گفته است که در این یک سال «عمدهی فعالیت خود را در پیگیری مطالبات حقوق مسلم نشریات مستقل گذاشته» است. اطلاعاتی هم در مورد عملکرد کمیته ناظر در سال گذشته داده است که بسیار جالب و خواندنی است، اما قصد من در اینجا بازبینی دستهگلهایی است که ایشان برای خودش فرستاده است.
- مدیر مسؤول قلم انجمن خود را مفتخر به «انتشار نخستین نشریه مستقل دانشگاه» کرده است. در اینباره اما و اگر بسیار است. این دانشگاه، دانشگاه نوظهوری نیست، بیش از سی سال از قدمت آن میگذرد. قاعدتاً کسی پیدا نمیشود که چنین سابقهای داشته باشد و بتواند این حرف را تأیید کند؛ در غیر این صورت، شخص یا باید علم غیب داشته باشد یا علم لدنی. به نظر میرسد آقای احسانی هنوز چنین ادعایی نکرده است. همه میدانیم وقتی تحولی سیاسی رخ میدهد اوضاع مطبوعات شیرتوشیر میشود و از گوشه و کنار روزنامهها مثل قارچ رشد میکنند. این دانشگاه هم دو مورد از این دست را تجربه کرده است، یکی انقلاب 57، دیگری دوم خرداد 76. بعید به نظر میرسد که در هیچ کدام از این دورهها کسی در این دانشگاه مرتکب انتشار نشریهای مستقل نشده باشد. شاید نویسنده منظورش این بوده است که از بعد از تشکیل کمیته ناظر در این دانشگاه، بانی اولین نشریه بوده که داستان فرق میکند و البته قابل بررسی است.
- اصلاً گیرم که ادعای ایشان درست باشد، اصولاً چه اهمیتی دارد نشریهای نخستین باشد یا آخرین. آیا باید دیگران جلو پای دستاندرکاران نشریه نخستین بلند شوند و بانیان آن را دلسوز همیشگی نشریات مستقل بدانند؟ پس آقای احمدینژاد هم که جزو تشکیلدهندگان دفتر تحکیم وحدت بوده است، باید همیشه به عنوان حامی آن شناخته شود. اما امروزه تحکیمیها سایهی او را با تیر میزنند و اگر قدرت داشته باشند، بعید نیست که حکم قتلش را هم صادر کنند. واقعیت این است که وقتی موقعیت افراد عوض میشود مطالبات و منافع آنها هم تغییر میکند، ممکن است کسی بانی تحکیم باشد، اما بعد کاملاً در مقابل آن موضع بگیرد، همین طور در مورد نشریات مستقل. وانگهی اگر نشریهی وزین پرژیا ارزش و اعتباری دارد –که قطعاً دارد- به خاطر سطح کیفی محتوای آن و شیوهی روزنامهنگاری آن است، نه به خاطر نخستین بودنش.
- عضو سابق کمیته ناظر دستاورد یکسالهاش را نوشتن و ارسال نامهای به شورای فرهنگی ذکر کرده است که به نظر میرسد تدوین آن، دستِ کمی از طرحهای پنجسالهی توسعهی کشور نداشته است. این نامهی مهم البته هنوز دستاوردی عینی نداشته و به همین خاطر ایشان توصیه کرده است که دیگران پیگیر این پروژه باشند. با پیگیری جدی چند نسل از دانشجویان، شاید از برکاتِ این نامهی مبارک، نسلهای آتی برخوردار شوند.
- بد نیست یادآوری کنم که بنیانگذار و دیگر دستاندرکارن نشریهی وزین پرژیا پس از مدت کوتاهی وارد انجمن اسلامی اقتصاد شدند و خوشبختانه بسیاری از مشکلات نشریه مستقلشان را با امکانات این تشکل حل کردند. البته برای کاغذ و تکثیر هنوز هم مشکلات زیادی دارند و دانشگاه با درخواست تکثیر پرژیا تاکنون موافقت نکرده است. اکنون اغلب این افراد در انجمن اسلامی اقتصاد فعالیت میکنند و انجمن هم منافع خاص خودش را دارد و اگر این منافع در مواردی مثل انتخابات در برابر منافع نشریات مستقل قرار بگیرد، بیشک آنها جانب انجمن را خواهند گرفت و معقول هم همین است. ایشان هم به خوبی نشان دادهاند که حتا اگر شده به حیثیت انجمن چوب حراج هم بزنند، از منافع مسلم خود دفاع میکنند. نگرانی بیمورد بانی «نخستین نشریه مستقل» در انتخابات از دو جهت بود یکی این که پیگیری مطالبات نشریات مستقل ممکن است خدای نکرده باعث شود اندکی از امکانات تشکلها کم شود و این اصلاً برای انجمن روا نیست. دیگر این که نشریات مستقل ممکن است طرح «اختصاص امکانات بر مبنای کیفیت و رتبهبندی مطبوعات» را پیگیری کنند که از این نظر هم ممکن است برخی از نشریات انجمنها از بخشی از امکاناتشان محروم شوند که بدیهی است این هم خطر بزرگی است. این دوستان اگر مطمئن شوند که حمایت از نشریات مستقل هیچگونه ضرری در هیچ حالتی برای منافع انجمن ندارد، شاید به پیگیری منافع نشریات مستقل رضایت بدهند.
در شعار، معمولاً همه مدافع برابری و دفاع از دیگران هستند، دیگرانی که حقوق مسلمشان نادیده گرفته شده است. اما بدبختانه در عمل، این منافع شخصی و گروهی است که ارجحیت پیدا میکند و تجربهی انتخابات نمایندگان نشریات نشان داد که نه تنها هیچ تشکلی واقعاً دلش برای نشریات مستقل نمیسوزد، بلکه اغلب از وجود و تقویت آنها هم به شدت احساس خطر میکنند. نشریات مستقل همانطور که نویسندهی سرمقاله قلم انجمن میگوید مشکلات بسیار زیادی دارند. اما این مشکلات جز با پشتیبانی، همدلی و پیگیری خودشان قابل حل نیست.
کس نخارد پشت من – جز ناخن انگشت من
***
مطالب مربوط:
سرمقاله قلم انجمن 13 – محمد احسانی
تبریک و پوزش (سرمقاله پنجره 19) – ابراهیم اسکافی
سیاست اینگونه نیست - کامران ثابتی